موسیقی افزایش قدرت ذهن موسیقی افزایش قدرت ذهن
بسیار مؤثر در افزایش سطح نبوغ آگاهی و قدرت ذهن
عاشقانه‌ترین فیلم‌های ۲۰۰۹
اگر به دنبال جدیدترین فیلمهای رمانتیک و عاشقانه هستید کلیک کنید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 25 بهمن ماه سال 1387

 

ای تو تنها خوب دنیا 

بی تو من تنهاترینم 

 

با تو مثل یک ستاره 

بی تو من خاک زمینیم... 

 


سه شنبه 23 مرداد ماه سال 1386
عاشقی جرم قشنگی ست

 

هو

 

 

ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم

چند وقت است که هر شب به تو می اندیشم

 

به تو آری ، به تو یعنی به همان منظر دور

به همان سبز صمیمی ، به همبن باغ بلور

 

به همان سایه ، همان وهم ، همان تصویری

که سراغش ز غزلهای خودم می گیری

 

به همان زل زدن از فاصله دور به هم

یعنی آن شیوه فهماندن منظور به هم

 

به تبسم ، به تکلم ، به دلارایی تو

به خموشی ، به تماشا ، به شکیبایی تو

 

به نفس های تو در سایه سنگین سکوت

به سخنهای تو با لهجه شیرین سکوت

 

شبحی چند شب است آفت جانم شده است

اول اسم کسی ورد زبانم شده است

 

در من انگار کسی در پی انکار من است

یک نفر مثل خودم ، عاشق دیدار من است

 

یک نفر ساده ، چنان ساده که از سادگی اش

می شود یک شبه پی برد به دلدادگی اش

 

آه ای خواب گران سنگ سبکبار شده

بر سر روح من افتاده و آوار شده

 

در من انگار کسی در پی انکار من است

یک نفر مثل خودم ، تشنه دیدار من است

 

یک نفر سبز ، چنان سبز که از سرسبزیش

می توان پل زد از احساس خدا تا دل خویش

 

رعشه ای چند شب است آفت جانم شده است

اول اسم کسی ورد زبانم شده است

 

آی بی رنگ تر از آینه یک لحظه بایست

راستی این شبح هر شبه تصویر تو نیست؟

 

اگر این حادثه هر شبه تصویر تو نیست

پس چرا رنگ تو و آینه اینقدر یکیست؟

 

حتم دارم که تویی آن شبح آینه پوش

عاشقی جرم قشنگی ست به انکار مکوش

 

آری آن سایه که شب آفت جانم شده بود

آن الفبا که همه ورد زبانم شده بود

 

اینک از پشت دل آینه پیدا شده است

و تماشاگه این خیل تماشا شده است

 

آن الفبای دبستانی دلخواه تویی

عشق من آن شبح شاد شبانگاه تویی

 

بهروز یاسمی

 

 


چهارشنبه 17 مرداد ماه سال 1386
کیستی؟

 

هنگامی که در ارتباط با مردمی،

به هزار و یک شیوه تحریک می شوی،

به مبارزه طلبیده می شوی، اغوا می شوی،

باز و باز دام های کسترده بر سر راهت را می شناسی. محدودیت ها، خشم، شهوت، احساس مالکیت، حسد، غم، شادی، همه و همه می آیند و می روند، سلسله وار در رنجی و عذاب.

 

با این همه این تنها راه است تا دریابی که کیستی.

 


سه شنبه 16 مرداد ماه سال 1386
با دل بیا...

 

به کعبه گفتم:

تو از خاکی منم از خاک...چرا باید به دور تو بگردم؟؟؟

ندا آمد تو با پا آمدی باید بگردی

برو با دل بیا تا من بگردم....!!!

 


جمعه 5 مرداد ماه سال 1386
و علی (ع) می آید ...

 

ساقه های نیلوفری از پایه های عرش بالا رفته و سریر ولایت را به عطر وجودی خود آراسته اند، تا او بیاید و بر تکیه گاه پوشیده از رازقی آن تکیه زند. درون کعبه چه غوغایی است امروز! ملائک، بال در بال گستره آسمان ها را پوشانیده اند و جبرائیل و میکائیل و اسرافیل حلقه خانه کعبه شدند تا پر به نور وجود او بسایند! طنین نام او هلهله شادی ملائک است. جام های افلاکی عاشقان به سوی او می آیند و گیسوان سیاه شب به یمن وجود او گل خنده های نقره ای را در میان آبشار آسمانی اش تقسیم می کند؛ چرا که امشب علی می آید!...

 

*****************************************

میلاد نور بر شما مبارک باد!

 

 

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری


منو وبلاگ

بهمن 1387

ش

ی

د

س

چ

پ

ج

 

 

 

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

13

14

15

16

17

18

19

20

21

22

23

24

25

26

27

28

29

30

 

 

آرشیو

شمارشگر

تعداد بازدیدکنندگان : 18544


عناوین آخرین یادداشت ها

قالب توسط

خدائی

*
*
*
*